سلام بر عزیزای دوست داشتنی و نازنین خودمممم

اخخخخخخخ چرا میزنیییییییییییییییییییید  ...بابا حال نکردم با وب جدید حذفش کردم.. چکار کنم خببببب

من شرمنده شمام... به خدا ماموریت کاری بودم..باید حتما بگم که چقدر خسته کننده بود؟ پدرم در اومد واسه رفت و برگشتش!!!

اینهفته م داشتم ولی خداروشکر لغو شد!!! همش استرس دوری راه و اتوبوس و خستگیشو بیخوابیشو داشتم که بخیر گذشت..

جونم بگه براتون که ملالی نیست جز دوری از شماها ..جان جانان

ما هم خوشیم سلامتیم.. شکر خدا همه چیز عالی پیش میره...

از محضر نامه رو گرفتم و اینهفته میرم برای تعویض شناسنامه ان شالله...

چن بارم مجبور شدم زنگ بزنم به سابق هم بابت چکی که پاس نمیشه هم بابت حساب دامادمون که دوباره بسته شده بود!!! یکهفته هر روز بهش زنگ  میزدم تا بازش کرد..

پوووووووووووووووووووووف... خدایا پس کی از دستش نجاتم میدی.. خسته شدم.. خداروشکر تا اخر امسال قسط لعنتیش تمومه ان شالله شر منفورش کم میشه..

 

راستی جاری گیرم اومده بسلامتینیشخندقهقهه برادر شوهر اخری میخواد عقد کنه!!! حالا ببینم همون رفتاری که با منم داشتن با اینم دارن یا نه؟؟؟؟؟؟ هرچند خانوادشون از لحاظ فرهنگی کاملابه هم میخورن و دقیقا عین همن! خانواده دختره هم میشناسم دختر برادر زن عموی سابقه!

همون که خیاط بود ..یادتونه؟ گفتم زن عموش همسایمونه.. هر وقت ابجی میره پیشش بهش میگه حیف دخترتون و این خانواده خوب نیستن و من میخام طلاق بگیرم و نگران بچهامم... بابام میگه حیف دخترشون که به این خونواده دادن و اینحرفا!!

جل الخالقتعجببا دست پس میزنن با پا پیش میکشن!!! چطور باباش واسه ما میگه اینا به شما نمیان ولی واسه نوه ش حرفی نمیزنه!! الان همون باباهه نوه ش و داده به برادر شوهر من !!! خنثیاغا من حرفی ندارم!!!

هرچند در اینکه این خانواده به ما نمیومدن و اونا چشون به ما شکی نیست!!! ولی اینا خانواده هاشون به هم میان مثل همن!!

امااااااا!!!!! خیلی عجیبه که  عمه دم از طلاق میزنه..پدربزرگم آه و وای میکنه و پیغوم پسغوم میده اینا ادم نیستن دخترتونو طلاقش بدین!!! حالا چیشده که دختر خودشونو به اینا دادن الله اعلم!!! با توجه به اینکه حرف حرف پدربزرگس...فقط من احساس میکنم این دختر رو دستشون مونده بوده و خواهان نداشته و دیدن قحطی شوهره و اینم اولین خواستگارشه!!! گفتن بدیم بره رو دستمون نمونه وگرنه ...

بیخیال..بهرحال ادم دورو و دو به هم زن زیاده!!! دوست دارم به زن عموش بگم حالا که دختر بهشون دادین!!! بازم میخوای طلاق بگیری یا نه؟؟؟چشمک

این برادرشوهره چندین جا رفت ولی دختر بهش ندادن..دس میذاشت رو خانواده از ما بهترون ..که اونام به نقطه چین اسب نادرشاهم حسابش نکردن..انقدر رفت و اومد تا یکی خر شد..اونم که گفتم مث خودشونن..مادره دختره وحشی و زبون دراز ..از اونای که همیشه اخمشون تو همه..ابروهاشون تو چششونه!!!چشمکفکر نکنید از رو حسادت میگم یا به عمدا!! نه بخدا ..دقیقا عین حقیقت رو گفتم..واقعا اینجور ادمیه... از اونای که جرات نمیکنن بهش بگن بالا چشت ابروئه..

امیدوارم همین عروسه بیافته تو خونوادشون پدر یکی یکی شونو بیاره جلوچشاشون.. البته که اینجور ادمی هم هسقهقهه

پسر خاله سابقم که قبلا بهتون گفته بودم!! خیلی دخالت کرد تو کارمون خیلی اذیت کرد.. خیلی زیر پای سابق نشست...یادتونه سر یه ماجرایی که به من مربوط نبود مادره همین پسره که خاله سابق باشه به من فحش ناموسی داده بود!!!! و هرچی از دهنش اومده بود گفته بود!! چون سابق دخترشو نگرفته بود دق داشت تو دلش..حالا پسرش چندین جا رفته بهش زن ندادن..با یکی هم که ازمایش خون کرد رو هم نخورد... الانم باز رفته خاستگاری ولی کسی بهش زن نمیده!!!!!

فقط دعا میکنم خدا هرکی تو این قضیه نقش داشت گل سر دستشو که بچش باشه ازش بگیره... من از هیشکدومشون نمیگذرم بخصوص اول سابق بعد برادرو خواهر بزرگترش!!!

 الان که اینارو مینویسم عصبانی نیستما که فکر کنید از رو ناراحتیه!! نه خیلیم ریلکسم ولی مینویسم اینجا تا یادم نره هنوز تا به این تاریخ نبخشیدمشون.. ببینم کی میشه که بتونم ببخشمشون.. به خدا واگزارشون میکنم.. میدونم که واسه این عروسشون سنگ تموم میذازن..بگذریم!!!

فعلا که همه چی امن و امانه... دفتر چه ارشدم که گرفتم ولی هیچی نخوندم... حتی یک کلمه... انقدر درگیرم که اصلا وقت نمیکنممممممممم..همین رشته خودم ..که احتمالا گرایش رایانش امن رو انتخاب میکنم...هیلا شما از این رشته اطلاعی دارین؟ ظاهرا جدید اومده!

اوضاع کارم یه روز خوبه یه روز بد!! یچند تا خواستگارم اومده واسم که یکیشون اشناست... با اینکه ردش کردم ولی بازم پیغام فرستاده بود که منو از ته دل میخواد!!

هرچی خیره ان شاالله پیش میاد...فعلا به این چیزا فکر نمیکنم اصلا...

 

19 اذر تولدم بود.. کلی چیز میز واسه خودم خریدم.. دوستام واسم تولد گرفتن و سوپرایزم کردن..خیلیم خوش گذشت..

راستش عکسای که میخواستم بذارم واستون همش تو گوشیه ...حتما باید با کابل به لپ تاپ وصل شم.. امشب حتما حتما میذارم واستون...اگرم چیزی یادم اومد امشب اضافه ش میکنم!!

 دوستتون دارمماچ

پ ن: هرکاری کردم نتونستم اطلاعات گوشیمو بریزم رو لپ تاپ...مث قبلیا نبود.. کسی میدونه برای انتقال اطلاعات ایفون به لپ تاپ برنامه خاصی میخاد؟ یا نه همینجوری میشه؟