97

سلام بر عزیزای دوست داشتنی و نازنین خودمممم

اخخخخخخخ چرا میزنیییییییییییییییییییید  ...بابا حال نکردم با وب جدید حذفش کردم.. چکار کنم خببببب

من شرمنده شمام... به خدا ماموریت کاری بودم..باید حتما بگم که چقدر خسته کننده بود؟ پدرم در اومد واسه رفت و برگشتش!!!

اینهفته م داشتم ولی خداروشکر لغو شد!!! همش استرس دوری راه و اتوبوس و خستگیشو بیخوابیشو داشتم که بخیر گذشت..

جونم بگه براتون که ملالی نیست جز دوری از شماها ..جان جانان

ما هم خوشیم سلامتیم.. شکر خدا همه چیز عالی پیش میره...

از محضر نامه رو گرفتم و اینهفته میرم برای تعویض شناسنامه ان شالله...

چن بارم مجبور شدم زنگ بزنم به سابق هم بابت چکی که پاس نمیشه هم بابت حساب دامادمون که دوباره بسته شده بود!!! یکهفته هر روز بهش زنگ  میزدم تا بازش کرد..

پوووووووووووووووووووووف... خدایا پس کی از دستش نجاتم میدی.. خسته شدم.. خداروشکر تا اخر امسال قسط لعنتیش تمومه ان شالله شر منفورش کم میشه..

 

راستی جاری گیرم اومده بسلامتینیشخندقهقهه برادر شوهر اخری میخواد عقد کنه!!! حالا ببینم همون رفتاری که با منم داشتن با اینم دارن یا نه؟؟؟؟؟؟ هرچند خانوادشون از لحاظ فرهنگی کاملابه هم میخورن و دقیقا عین همن! خانواده دختره هم میشناسم دختر برادر زن عموی سابقه!

همون که خیاط بود ..یادتونه؟ گفتم زن عموش همسایمونه.. هر وقت ابجی میره پیشش بهش میگه حیف دخترتون و این خانواده خوب نیستن و من میخام طلاق بگیرم و نگران بچهامم... بابام میگه حیف دخترشون که به این خونواده دادن و اینحرفا!!

جل الخالقتعجببا دست پس میزنن با پا پیش میکشن!!! چطور باباش واسه ما میگه اینا به شما نمیان ولی واسه نوه ش حرفی نمیزنه!! الان همون باباهه نوه ش و داده به برادر شوهر من !!! خنثیاغا من حرفی ندارم!!!

هرچند در اینکه این خانواده به ما نمیومدن و اونا چشون به ما شکی نیست!!! ولی اینا خانواده هاشون به هم میان مثل همن!!

امااااااا!!!!! خیلی عجیبه که  عمه دم از طلاق میزنه..پدربزرگم آه و وای میکنه و پیغوم پسغوم میده اینا ادم نیستن دخترتونو طلاقش بدین!!! حالا چیشده که دختر خودشونو به اینا دادن الله اعلم!!! با توجه به اینکه حرف حرف پدربزرگس...فقط من احساس میکنم این دختر رو دستشون مونده بوده و خواهان نداشته و دیدن قحطی شوهره و اینم اولین خواستگارشه!!! گفتن بدیم بره رو دستمون نمونه وگرنه ...

بیخیال..بهرحال ادم دورو و دو به هم زن زیاده!!! دوست دارم به زن عموش بگم حالا که دختر بهشون دادین!!! بازم میخوای طلاق بگیری یا نه؟؟؟چشمک

این برادرشوهره چندین جا رفت ولی دختر بهش ندادن..دس میذاشت رو خانواده از ما بهترون ..که اونام به نقطه چین اسب نادرشاهم حسابش نکردن..انقدر رفت و اومد تا یکی خر شد..اونم که گفتم مث خودشونن..مادره دختره وحشی و زبون دراز ..از اونای که همیشه اخمشون تو همه..ابروهاشون تو چششونه!!!چشمکفکر نکنید از رو حسادت میگم یا به عمدا!! نه بخدا ..دقیقا عین حقیقت رو گفتم..واقعا اینجور ادمیه... از اونای که جرات نمیکنن بهش بگن بالا چشت ابروئه..

امیدوارم همین عروسه بیافته تو خونوادشون پدر یکی یکی شونو بیاره جلوچشاشون.. البته که اینجور ادمی هم هسقهقهه

پسر خاله سابقم که قبلا بهتون گفته بودم!! خیلی دخالت کرد تو کارمون خیلی اذیت کرد.. خیلی زیر پای سابق نشست...یادتونه سر یه ماجرایی که به من مربوط نبود مادره همین پسره که خاله سابق باشه به من فحش ناموسی داده بود!!!! و هرچی از دهنش اومده بود گفته بود!! چون سابق دخترشو نگرفته بود دق داشت تو دلش..حالا پسرش چندین جا رفته بهش زن ندادن..با یکی هم که ازمایش خون کرد رو هم نخورد... الانم باز رفته خاستگاری ولی کسی بهش زن نمیده!!!!!

فقط دعا میکنم خدا هرکی تو این قضیه نقش داشت گل سر دستشو که بچش باشه ازش بگیره... من از هیشکدومشون نمیگذرم بخصوص اول سابق بعد برادرو خواهر بزرگترش!!!

 الان که اینارو مینویسم عصبانی نیستما که فکر کنید از رو ناراحتیه!! نه خیلیم ریلکسم ولی مینویسم اینجا تا یادم نره هنوز تا به این تاریخ نبخشیدمشون.. ببینم کی میشه که بتونم ببخشمشون.. به خدا واگزارشون میکنم.. میدونم که واسه این عروسشون سنگ تموم میذازن..بگذریم!!!

فعلا که همه چی امن و امانه... دفتر چه ارشدم که گرفتم ولی هیچی نخوندم... حتی یک کلمه... انقدر درگیرم که اصلا وقت نمیکنممممممممم..همین رشته خودم ..که احتمالا گرایش رایانش امن رو انتخاب میکنم...هیلا شما از این رشته اطلاعی دارین؟ ظاهرا جدید اومده!

اوضاع کارم یه روز خوبه یه روز بد!! یچند تا خواستگارم اومده واسم که یکیشون اشناست... با اینکه ردش کردم ولی بازم پیغام فرستاده بود که منو از ته دل میخواد!!

هرچی خیره ان شاالله پیش میاد...فعلا به این چیزا فکر نمیکنم اصلا...

 

19 اذر تولدم بود.. کلی چیز میز واسه خودم خریدم.. دوستام واسم تولد گرفتن و سوپرایزم کردن..خیلیم خوش گذشت..

راستش عکسای که میخواستم بذارم واستون همش تو گوشیه ...حتما باید با کابل به لپ تاپ وصل شم.. امشب حتما حتما میذارم واستون...اگرم چیزی یادم اومد امشب اضافه ش میکنم!!

 دوستتون دارمماچ

پ ن: هرکاری کردم نتونستم اطلاعات گوشیمو بریزم رو لپ تاپ...مث قبلیا نبود.. کسی میدونه برای انتقال اطلاعات ایفون به لپ تاپ برنامه خاصی میخاد؟ یا نه همینجوری میشه؟

/ 15 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آوا

تولدت مبارک دوستم ی سوال خیلی شخصی: یعنی بعد از 4سال باکره ای که میتونی شناسنامتو عوض کنی?

شف سمیه

سلام. ممنونم. چندبار اومدم اونجا اما نشد نظر بارم. چون نی نی بنده همیشه ازم آویزونه مثلا همین الان! شب بخیر

خودم

آره خوبه،قدرشو که میدونم اگه شیطونه درونم بذاره

ان شرلی

سلام عزیزم.تولدت مبارک باشه.خوشحالم که سرحالی و خوشحالی.خداروشکر کن که زودتر خودت رو از شرشون رها کردی.امیدوارم بهترین ادم دنیا نصیبت بشه

ویدا

هر چی بیشتر ازون مردک میگی بیشتر خدارو شکر میکنم که ازش جدا شدی.. [بغل]

فریا

دیر شده ولی بازم تولدت مبارک دوستم ایشالله که امسال سال پر از ارامش و شادی برات باشه دوست گلم

شعله

سلام عزیزم با تاخیر: تولدت مبارک انشاالله بهترین سال عمرت رو پیش رو داشته باشی[هورا] خوب شد حالا با عروس تازه قدر عافیت میدونن ولی حیف که پشیمونی سودی نداره و گلی مثله شما رو از دست دادن امیدوارم هر کی ظلم و بد کرده سزاشو ببینه خواستگارت اگه ادم خوبیه و شناخت داری بهش فک کن. ماجرای منم بسیار پیچیده و عجیب شد!!! با اینکه میخواستم مهر و نفقه ام رو بگیرم تا ادب شه مجبور شدم همه رو ببخشم در عوض طلاق، خانوادم اصلا موافق رفتنم به دادگاه نبودن و طبق قانون برا طلاق توافقی با وجود وکیل نیاز بحضور زوجه نیست که وکیل شاهکار بنده منو کشوند دادگاه برا نوشتن توافق! و از همه شاهکارتر اینکه شناسنامه و کارت ملی و رونوشت عقدنامم رو ناپدید کرد خودش میگه دزد ازم زده ولی عین روز برام روشنه دروغ میگه و کلی کار بنفع طرف مقابل انجام داد و هرکاری من ازش خواستم منو پیچوند بماند که چقدر حرص خوردم و گریه کردم از دست وکیلم خیلی روزای بدی بود القصه حکم عدم سازش رو با بدبختی و دوندگی گرفتم و چقدر برا جایگاه زن در کشور متاسف شدم مثلا اینکه اقا راحت نشسته و من باید بدوم و ... میدونی که حکم سه ماه وقت داره

شعله

که در اون حین نطق فرمودن من هدایایی که دادم( حالا انگار چی داده بودن یادته گفته بودم ۱۰۰ تا تک تومنم واسشون پوله!) میخوام منم که مهر و نفقه بخشیده بودم ۲ تا تیکه پارچه میخواستم چیکار بقول هر کی که این حرفو شنید از مرضش این حرف زده بود و اوج سلامت روح و روانشو وقتی نشون داد که از من شکایت کیفری کرد!!! که شکر خدا تیر حیله گریش به سنگ خورد و دست اخر زمان حکم گذشت و نیومد امضا کنه. بقیشو در کامنت خصوصی بهت میگم.

نیلی

چه عجبببببببببببببببببببببببببببببببببببببب خانوم نزول اجلال فرموندنننننننن[ابرو] میدونم شهر کوچیکه و خبرا میپیچه ولی بسپارشون به ..... نادرشاه [نیشخند] اینجوری آدم خنک میشه[عینک] ببین بنظر من برای اینکه کمتر آبرو ریزی کنه سر گیتار یه چک بهش بده توش هم بنویس بابت گیتار که پیشکش نموده بودی[نیشخند] بعدشم کپیشو بگیر بفرست دم خونه شون. هرکیم دیدی بهش کپی رو نشون بده خالت خوب شده[نیشخند] بنشرم پولشو بده. اینقد این آدم خرفته (!) که همین جوری باید باهای رفتار کرد![اوغ]